زهر است اعطای خلق هر چند که دوا باشد

حاجت ز کی میخواهی جایی که خدا باشد

Pages

‏نمایش پست‌ها با برچسب ویدیو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ویدیو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ شهریور ۴, پنجشنبه

غزل زیبای "به یاد داری" از مرحوم رحیم مهریار


به یاد  داری که روز اول
عنان نازت به نی سواری
بسر گرفتم، بعجز گفتم
قدم به چشمم  تو کی گذاری
 
ز الفت خود، ز وحشت تو
چسان ننالم، چرا نگریم
نه ترک یاری توانم از تو
نه از تو دارم امید یاری
 
مده طبیبا، دگر تو پندم
مکش خدارا، به زهرخندم
مکن علاج دل نزارم
که از دل من، خبر نداری
 
تمام عالم، اگر بگردی
چو من اسیری، دگر نیابی
به مستمندی، به دردمندی
به جان سپاری، به بردباری