![]() |
| وی به عمق 11.896 متری یعنی حدود 12 کیلو متری این دریا رسید و در آنجا سجده شکر به جا آورد... |
۱۳۹۱ اسفند ۶, یکشنبه
سجده شکر یک غواص در اعماق دریا
۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه
ای وطن!
ﺍﯼ ﻭﻃﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ
ﺻﻠﺢ ﺗﻮﺍﻣﯿﺪ ﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﻣﺎ
ﮔﺮﭼﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮﺳﺖ ﺧﺴﺘﻪ،ﺩﻟﺰﺩﻩ
ﮐﺎﺑﻞ ﺍﺕ ﺁﯾﯿﻨﻪﺀ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﻣﺎ
ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎ ﯾﺶ ﭘﺮﺯﺷﻌﺮﻭﺷﻮﺭﻭﻋﺸﻖ
ﺑﻠﺦ ﺗﻮ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻮﻻﻧﺎﯼ ﻣﺎ
ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺳﺘﺎ ﻥ ﺳﺘﻢ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍﺵ
ﺑﺎﻣﯿﺎﻧﺖ ﺧﻠﻮﺕ ﺑﻮﺩﺍﯼ ﻣﺎ
ﺩﺭﺑﺪﺧﺸﺎﻧﺖ ﺷﮑﻮﻩ ﺍ ﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍ ﺳﺖ
ﻗﻨﺪﻫﺎﺭﺕ ﻧﻐﻤﻪ ﻭﺁﻭﺍﯼ ﻣﺎ
ﺧﺎﻧﻪ ﺭﻭﺡ ﺳﻨﺎﯾﯽ ﻏﺰﻧﯽ ﺍ ﺕ
ﻗﻨﺪﻭﺯﺕ ﺷﻬﺮ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ
ﻫﺴﺖ ﻣﻬﺪﻋﺸﻖ ﻭﻋﺮﻓﺎﻥ ﻭﺳﺨﻦ
ﺍﯼ ﻫﺮﺍﺕ ﺍ ﺕ ﻣﺎﯾﻪ ﻭﻣﻌﻨﺎﯼ ﻣﺎ
ﺟﻮﺯﺟﺎﻧﺖ ﺷﻬﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ
ﻓﺎﺭﯾﺎﺏ ﺍ ﺕ ﺷﻬﺮﻩﺀ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ
ﺍﯼ ﻭﻃﻦ ! ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ
ﺻﻠﺢ ﺗﻮ ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺎ ﺭﻭﯾﺎﯼ ﻣﺎ
ﺍﺯﺗﻮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭﺑﻠﻮﺭﯾﻦ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﻓﮑﺮﻣﺎ،ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﻣﺎ
ﭼﺸﻢ ﻣﺎﺑﺎﺩﺍ ! ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺧﻮﺷﺖ
ﺩﻭﺭﺍﺯﺧﺎﮎ ﺍﺕ ﻣﺒﺎﺩﺍ !ﭘﺎﯼ ﻣﺎ
ﻧﯿﺴﺖ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ
ﮐﻮﻩ ﻣﺎ،ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻣﺎ،ﺻﺤﺮﺍﯼ ﻣﺎ
عینک گوگل شما را به انترنت وصل می کند
گوگل جزییات تازه ای در مورد عینک چشم هوشمندش فاش ساخته است. بسیاری مشتاق
این عینک اند که "عینک گوگل" نام دارد. نخستین دریافت کنندگان این
تکنولوژی پوشیدنی، از طریق یک رقابت برگزیده می شوند.
ماشین جستجوی گوگل روز چهار شنبه (2 حوت/ 20 فبروری) از جزییات تازه این
عینک چشم پرده برداشت. این عینک چشم، تولیدی مانند تیلفون های هوشمند است
که از طریق صدا کنترول می شود. عینک گوگل به انترنت وصل است و به جای تماس
با دست، با صدا کار می کند.۱۳۹۱ اسفند ۱, سهشنبه
معرفی بلخ باستان
تاریخ ولایت بلخ قبل از اسلام:ولایت بلخ یکی از قدیمی ترین ولایات جمهوری اسلامی افغانستان میباشد. که این سرزمین باستانی در متن های کهن بنام های: بخدی، بلیکا و باختر نیز یاد شده است، به اساس پژوهش های باستان شناسی در مناطق کوهستانی و کنار رودودریای بلخ آثار از قبیل آیینه برنجی، انگشتر، دست بند، اسلحه، قیزه اسب و نگین لاجوردین که مربوط به دوره ۲۰۰ الی ۹۰۰ قبل از میلاد میباشد.یافت گردیده است.وهمچنان بلخ در ساحه وموقعیت واقع شده است که به امتداد آن دریای آمو، یادائتانیک(دریای مقدس) جاری است و ازخصوصیات بارزدیگر این سرزمین این بوده که درآن برای نخستین بار کاشتن دانه های غذایی و اهلی کردن جانواران مانند بز و گوسفند انجام یافته است.تاریخ مدون و حالت فزیکی بلخ باستان نشان میدهد که قبلا بحیث یک شهر بزرگ از حدود ۵۰۰۰ سال قبل آغاز گردیده که در آن سلاله پیشدادیان اولیه نخستین سنگ بنای تمدن و دولت آریاییی را گذاشته است. از این سرزمین در متنهای بسیار کهن از جمله در سرودهای ریگ ویدا، اویستا، کتیبه های داریوش، کتیبه خشایار شاه، آثار مورخان قدیم یونانی و آثار کهن چین بخوبی ونیکی یاد شده است. که بعضی از فرهنگها ورسوم ، عنعنات تاریخی بلخ در بخشهای کتاب اویستا نیزبچشم میخورد و یاد آوری شده است.بناً بلخ اولین پایتخت آریانای بزرگ بوده که مرکز تمدن وکانون فرهنگی، تجارت و مذاهب ادیان نیز بشمار میآمده است.که بنیان گذار دولت پیشدادیان در بلخ جمشید یا یما نام داشته و پس از پیشدادیان کیانیان فرمانروای بلخ شدند و بنیانگذار این سلسله کیقباد (کواکوانا) نام وشهرت داشته است.که آریاییها در حوزه بلخ در آغاز مظاهر طبیعت را پرستش میکردند و به رب النوعها باور داشتند از جمله رب النوع (آناهیتا) یا اله آب که از رب النوعهای بسیار کهن بلخی است وتاکنون ازاین رب النوعها مجسمه های زیادی بدست آمده که گواهی میدهد از دوره های پیش از تاریخ است که در ولایت بلخ کشف شده است.این مجسمه ها که از گل پخته ساخته شده و همه به سیمای زن نیمه برهنه اند از ویرانه های شهر بانو از ۱۸ کیلو متری و شمال ولسوالی خلم ولایت بلخ بدست آمده است.
هفده سال در نبود عاصی ؛ زخم های که هر روز ناسور می شوند
عاصی بزرگترین شاعر دوران
معاصر افغانستان است که برخی ویژه گی ها و پرداخت ظریفانه وی را در
افغانستان شاعران هم دوره اش کمتر توانسته اند تبلور دهند.
عاصی کسی بود که توانست
ادبیات کلاسیک را که کسانی مثل: "واصف باختری " و امثال او از آن حمایت می
کردند با ادبیات نو که برخی از روشنفکران افغانی جسته و گریخته به آن
پرداخته بودند آشتی دهد.
قهار عاصی از ادبیات مردمی و
فلکوریک هم غافل نشد و دانش او در این حوزه باعث شد تا هم در میان قشر
فرهیخته و روشنفکر جامعه و هم در میان توده مردم بیشتر شناخته شود.
اما هفده سال پس از خاموشی اش ، جامعه فرهنگی امروز افغانستان هنوز هم از وی به عنوان شاعر مدرن و عصیان گر یادمان به عمل میاورد .
خلوتی کو که خیالات تو آنجا ببرم
خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
دیده بربندم و دل را به تماشا ببرم
قصه ام را به كدام آیینه فریاد كنم
شهر خود را به سر راه كی آباد كنم
بار این درد همان خوب كه تنها ببرم
جلوه شوخ بهارم كه ز رنگ افتاده
مشت امیدم و در سینه تنگ افتاده
آه اگر حسرت امروز به فردا ببرم
گوشه یی كو كه تسلیكده ی دل باشد
عاشقی را وطنی باشد و منزل باشد
كه به آن گوشه دل بی سر و بی پا ببرم
بهتر آنست كه برخیزم و بی هیچ صدا
دست تنهایی خود گیرم و تنها تنها
عشق را وسوسه انگیزم و خود را ببرم
دیده بربندم و دل را به تماشا ببرم
قصه ام را به كدام آیینه فریاد كنم
شهر خود را به سر راه كی آباد كنم
بار این درد همان خوب كه تنها ببرم
جلوه شوخ بهارم كه ز رنگ افتاده
مشت امیدم و در سینه تنگ افتاده
آه اگر حسرت امروز به فردا ببرم
گوشه یی كو كه تسلیكده ی دل باشد
عاشقی را وطنی باشد و منزل باشد
كه به آن گوشه دل بی سر و بی پا ببرم
بهتر آنست كه برخیزم و بی هیچ صدا
دست تنهایی خود گیرم و تنها تنها
عشق را وسوسه انگیزم و خود را ببرم
قهار عاصی
۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)











